
از آدمای منفعل و بیتفاوت متنفرم. بیش از دو ماهه رخوت عجیبی به جونم افتاده که اجازهی هیچ کاری بهم نمیده. مرزبندیهام رو با خیلی از آدمهایی که میشناختم، عوض کردم. شاید قبلاً یه اپسیلون برام اهمیت داشت توی ماشین چه آهنگی گوش میدن، اما توی شرایط فعلی به تخمم هم نیست. خوشم نمیاد کسی برام دایرکت خندهدار بفرسته. من عزادارم. عزادار کلی آدم بیگناه که کشته شدن. حس میکنم بخشی از این غم تا ابد با من ادامه پیدا کنه.
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
You caot heal in the same place where you got sick.
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
حقیقتاً توو این اوضاع تخمی، اینکه «او آمده و تو حالا فهمیدهای تا مغز استخوان به کسی مبتلا بودن یعنی چه» آخرین چیزیه که دلم میخواد توو کلوز فرندت بهم اطلاع بدی.
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
مثل دوران دانشگاه که وقتی برای امتحان آماده نبودم، زنگ میزدم به دوستام تا ببینم اونا هم هیچی نخوندن و تنها نیستم؛ این روزا حالم خوب نیست اصلا، دلم میخواد به همه زنگ بزنم و بپرسم حال شما هم خوب نیست؟!
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
گاهیوقتها باید همهچیز رو فراموش کرد و دوباره از نو شروع کرد.
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
بهنظرم دوستدخترِ ابی درستترین کارِ ممکن رو انجام داد که «هدیه رو وا نکرده پس فرستاد». چون آدم وقتی هدیه رو وا میکنه، کلی خاطرهی قدیمی تویِ مغزش فلشبک میخوره و به فاک میره.
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
کاربر گرامی والکس ؛ اطلاعات حساب کاربری شما تایید نشد . عدم بارگذاری صحیح مدارک:واضح نبودن تصویر
میخواستم در جوابشون پیامک بدم: "پس من مییَم، به مییَم" ولی یادم افتاد من بیادب نیستم :)))
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
تفاوتی نداره که چقدر خوشقلبید، بهتدریج با آدمها جوری رفتار میکنید که اونها با شما رفتار میکنن.
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار
من بعضیارو میبینم، با خودم میگم این یارو بهش میخوره اسمش محسن باشه. و بعد اگه اسمش محمدباقر باشه تعجب میکنم :))
یا مثلا یکی رو میبینم اسمش محسنه ولی قالب صورتش به محسن نمیخوره برام عجیبه :))
خیلی از اسما برام یه شکل خاصی رو تداعی میکنن :))
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار